من و شما

    درود بر تمامی دوستان :

 من تصميم تازه ای در زندگی ام گرفتم:

  روش جديدی رو از سر بگيرم که در راه رسيدن به اين هدف ٬

 به شما يا بهتر بگم انرژی مثبت شما دوستان نيکم نياز دارم .

 بله من ديگر هيچ باوری به وجودچيزی به نام بيماری نخواهم داشت .

به نظر من اين واژه بدليل اينکه علم پزشکی به اهداف خود برسد به من و تو اينطور

فهمانده شده که در برخی موارد نام بیماری بدون درمان را روی آن نهادند .

                                  (( و اما شما))

با فکر به اينکه من۱۰۰٪ درسلامتی کامل جسمی و روحی هستم انرژی های مثبت

( خفن )خودتان را برايم بفرستيد( با تصورامواجی به رنگ آبی) به سوی من بفرستيد.

 پيشا پيش از همهء شما سپاسگذارم.

               شاد زیويد ********************** تا درودی ديگر بدرود.

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٢

بشنويد و آگاه باشيد

 

  • آيا انتخابات در ايران به عنوان شکل و شيوه غالب مبارزه برای تحول و اصلاح مديريت سياسی جامعه به امری نهادِينه، پايدار و جدی بدل شده است؟ يا به جد گرفته شدن انتحابات در دوم خرداد ۷۶ و اسفند ۷۸ و حتا خرداد ۸۰ پديده ای گذرا بوده است؟

تا زمانی که جامعه مدنی توسعه نيافته است برای تحول و اصلاح مديريت سياسی، انتخابات تبديل به يک نهاد نمی شود و جای مبارزه برای تغيير اساسی در کادرهای مديريتی را نمی گيرد. بنابراين همواره در يک چنين جامعه ای، کودتا و انقلاب مانند يک راه حل ناگزير ذهن را اشغال می کند. از بعد از انقلاب ۵۷ به لحاظ رويکرد انقلابی مردم نسبت به مسايل سياسی، آنها بر آثار و تبعات نقش های خود بيش از پيش آگاه شده اند.

اين آگاهی لزوماً در شرکت در انتخابات خلاصه نمی شود. می تواند امتناع از انتخابات يا حضور در شورش ها و حرکات اعتراضی را نيز در بر گيرد. به جد گرفته شدن انتخابات در دوم خرداد ۷۶ و اسفند۷۸ و حتا خرداد ۸۰ از آن رو تحقق يافت که مردم گمان کردند يک رييس جمهور اصلاح طلب در کنار يک پارلمان با اکثريت اصلاح طلب موجبات تحول و اصلاح مديريت سياسی را فراهم می آورد. حال که دريافته اند با وجود ساختار حقوقی کنونی، رييس جمهور اصلاح طلب و پارلمان اصلاح طلب قادر نيستند در بهبود وضعيت نقش های قاطعی ايفا کنند ممکن است از حضور در انتخابات آتی روی برتابند. با اين حال فقط می توانيم از احتمالات سخن بگوييم. محتمل است مردم ايران که حرکات سياسی شان در چند دهه اخير بشدت غير منتظره بوده است، ديگر بار نقش هايی بيافرينند که عجالتاً از حوزه پيش بينی صاحبنظران خارج است.

  • به نظر شما در انتخابات دوم خرداد ۷۶ چه اندازه شور حاکم بود و چه اندازه شعور؟

 

 به جد گرفته شدن انتخابات در چند سال گذشته از آن جهت تحقق يافت که مردم گمان کردند يک رييس جمهور اصلاح طلب در کنار يک پارلمان با اکثريت اصلاح طلب موجبات تحول و اصلاح مديريت سياسی را فراهم می آورد

مهرانگيز کار

 

شور و شعور درهم آميخته بود. گمان می کنم روز دوم خرداد۱۳۷۶ شور انتخاباتی از شعور سياسی الهام می گرفت. مردم بعد از نوزده سال که از انقلاب می گذشت به تجربه دريافته بودند نمی توانند در شرايط نظم برآمده از انقلاب، ديگر بار انقلاب کنند. ريشه انقلاب که همنوايی و همصدايی است سوخته بود. اما وعده اصلاحات چشمه آب زلالی شد که در برابرشان جوشيد و آنها را به وجد آورد. وعده خشونت زدايی از رفتار حاکميت، حمايت از حقوق مخالفان، ايران برای تمام ايرانيان، مردم را تکان داد. اينکه گفته شد از اسلام چهره مهربان حقوق بشری ارايه خواهد شد بر دلها نشست. بخش بزرگی از رأی دهندگان کسانی بودند که مدت نوزده سال از حضور در انتخابات روی برتافته بودند و مهر انتخابات را در شناسنامه های خود وارد نکرده بودند. شايد بشود تمام آرزوهای مردم را در جريان انتخابات دوم خرداد ۷۶ در يک جمله خلاصه کرد. با اصلاحات دوران خشونت ورزی به پايان می رسد. اما چنين نشد و خطاکار مردم ايران نبودند.

مردم حق خود دانستند تا از يک فرصت استفاده کنند. ملت ها حق دارند برای برون رفت از بن بست هر شيوه را برگزينند. در ايران که احزاب مستقل و رهبری های حزبی و سازمانها و کادرهای حزبی مستقل وجود ندارد، غريزه سياسی در آميخته با تجربه نوزده ساله آنها را برانگيخت. خطاکار اما حکومتی بود که بعد از پايان آن روز تبديل به دو جناح شد با برخوردهای خصمانه، و در اين نزاع اساساً اين نکته به فراموشی سپرده شد که بايد برای مردم کاری بکنند. جناح موسوم به محافظه کار خشونت را افزايش داد و جناح موسوم به اصلاح طلب فرصت های طلايی را از دست داد. مرزهای خودی و غير خودی را اصلاح طلبان چنان ارج نهادند که نيروهای غيرمذهبی (سکولار) به سرعت از آنها قطع اميد کردند. يعنی بخش بزرگی از رأی دهندگان.

اينک شور فرو نشسته است اما شعور همچنان باقی است. به نظر می رسد تا زمانی که جمعيت سکولار کشور احساس نکند در تصميم گيری های کلان حق و نقش خواهد داشت و تا زمانی که طرفداران پيشين حکومت دينی، نظارت استصوابی شورای نگهبان را رو در روی خود می يابند، شعور سياسی سد راه انواع انتخابات خواهد بود. جمعيت سکولار کشور و بخش بزرگی از حاميان گذشته حکومت دينی هر دو مشترکاً به اين نتيجه رسيده اند که نهادهای انتخابی عموماً و به موجب قانون، زير سلطه و کنترل نهادهای انتصابی هستند و تا اين وضع باقی است با انتخابات راه به جايی نمی برند.

  • برخی اصلاح طلبان مذهبی و طرفداران چپ و راست آنها در داخل و خارج از کشور انتخابات را تنها راه تغيير و اصلاح امور می دانند. در مقابل برخی از مخالفان جمهوری اسلامی را عقيده بر آن است که انتخابات در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی راه به جايی نمی برد و حاکميت اسلامی اصلاح پذير نيست. با توجه به آن که همگان از ضرورت تحول سياسی در ايران سخن می گويند آيا انتخابات را شيوه ای کارآمد، موثر و درست برای تحول می دانيد؟ اگر انتخابات در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی و با شرايط کنونی راهی کارآمد و درست نيست پس راه کارآمد و درست کدام است؟ چه شيوه ای را پيشنهاد می کنيد؟ آيا جز اشکال کلاسيک انقلاب و کودتا که هر دو در ايران معاصر امتحان خود را پس داده اند، اشکال ديگری می تواند برای تحول در ايران پيشنهاد شود؟

 

 مردم ايران که حرکات سياسی شان در چند دهه اخير بشدت غير منتظره بوده است، محتمل است ديگر بار نقش هايی بيافرينند که از حوزه پيش بينی صاحبنظران خارج است

مهرانگيز کار

 

- دو مانع سر راه است. يکی ساختار حقوقی که روزنه ای برای تنفس آزادانه سياسی، فرهنگی و اجتماعی باقی نمی گذارد و ديگر مديريت سياسی و قضايی کشور که اگر روزنه ای هم در ساختار حقوقی وجود داشته باشد آن را با تفاسير جناحی می بندد. بنابراين از دوم خرداد ۷۶ تا کنون اين مانع را رو در روی خود ديده ايم و ديده ايم که اصلاح طلبان نتوانسته اند نهاد های انتصابی را متقاعد به همکاری با نهادهای انتخابی کنند. چون جز اين همکاری راه حلی وجود ندارد. ارکان قانون اساسی جمهوری اسلامی، کنترل نهادهای انتصابی بر انتخابی را همه جا تثبيت کرده است. بنابراين مردم بر پايه تجربياتی که طی اين شش سال به دست آورده اند ممکن است با وجود شناخت موانع قانونی ترجيح دهند دست کم بخشی از مديريت سياسی کشور را از گونه ديگری انتخاب کنند.

در اين صورت فقط شانس افراد و گروه هايی که در منازعات جناحی سالهای بعد از دوران موسوم به اصلاحات، شرکت موثر نداشته اند و در افت و خيز تحولات انقلابی هم نقش های غير دمکراتيک و امنيتی ايفا نکرده اند بالاست و می تواند يک راه حل موقت به شمار آيد. چنانچه مردم بخواهند بخشی از مديران سياسی کشور را ( اعم از محافظه کار و اصلاح طلب ) تغيير دهند ممکن است يک بار ديگر حضور در انتخابات را بر امتناع از حضور ترجيح دهند.

شايد در اين صورت کسانی انتخاب شوند که مذاکره و اجلاس آنها در جای منتخبين مردم با محافظه کاران ميسر شود. اما هر گاه مردم از مشارکت در انتخابات امتناع ورزند قطعی است که جناح محافظه کار با اکثريت ناچيز، نهادهای به اصطلاح انتخابی را کاملا در اختيار می گيرد ولی چنانچه مردم برای مطالبات خود به اين جناح ( احتمالاً ) حاکم فشار بياورند و از تبديل اصلاح طلبان به يک اپوزيسيون فعال قانونی استقبال کنند، محافظه کاران که علاقه وافری به ادامه انحصاری قدرت خود دارند، ممکن است مطالبات مردم را در اين مدت شش سال ارزيابی کرده باشند و بخشی از خواسته هايی را که در زمان اصلاح طلبان خود مانع تحقق آنها شده اند، به دست خود انجام دهند. مثل رابطه با آمريکا، افزايش آزادی های اجتماعی و بهبود وضعيت اقتصادی و تصويب برخی قوانين که اندک گشايشی در وضعيت حقوقی زنان و کودکان در پی داشته باشد.

به عبارت ديگر مردم هرگاه در انتخابات شرکت نکنند در خوشبينانه ترين پيش بينی يک حکومت صد در صد محافظه کار خواهيم داشت که ممکن است اصلاحات را در امر بازسازی روابط با آمريکا و گسترش آزادی های اجتماعی و بهبود وضعيت اقتصادی به سليقه خود تعريف کند و خود آن را سامان بدهد. اما برون رفت از بن بست سياسی با هدف رفع دلسردی مردم و ايجاد شوق و شور در آنها برای يک مشارکت وسيع و تاريخی موکول به آن است که به تدريج مقدمات برگزاری يک رفراندوم در فضای صلح آميز با هدف تعيين نوع حکومت زير نظر سازمان ملل فراهم بشود. اين راه حل آرمانی به نظر می رسد فعلاً از دسترس دور است ولی اميد بستن که محال نيست.

 

 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸٢

مادر گلم

                            درود بر مادران خوب ايرانی          

 

           ديروز زاد روز مادرم بود و من خيلی خوشحال از اينکه جشن  

 

                             ۵۳ سالگی مامان رو ميبينم .

   جاتون خالی همه بودند : پدرم ٬ همسرم و دختران گلم

                         خواهرم(نازيلا) با نامزد ايتالياييش( DAVID  )

  برادرام با همسر ايرانيش ٬خاله ٬خانم دايی ٬يکدونه دختر عمه که اينجا 

  باپسرش در شهر ما زندگی ميکنه نام پسرش

                                        (اشکان )است             

   دوستان مامان خلاصه خيلی خوش گذشت .

  طراوت (دختربزرگم ) کيک شکلاتی درست کرد برای مامانی جون

                                                 

  که همه بعد از ديدن کيک به اون خوشگلی شروع کردن به تعريف حالا از

 قشنگی اون  گذشته چه مزه ای وای خدا ٬جاتون خيلی خالی بود .

  طرلان (دختر کوچکم) با مزه ریختن و مجلس گرم کردنش همه روشادکرد .

  مادر و پدر با اينکه ۱۴سال تفاوت سنی دارند .

 ولی خيلی خوشبخت در کنار هم  زندکی کردند و در تمام فاميل زبان زد

 بودند و هستند از زندگی و بچه هاشون خوشنود  وخرسند هستند .

        آرزو ميکنم که تمام مادران و پدران از فرزندان خويش خوشنودباشند .

                       شادریوید                                 

                                                       تا درودی دیگربدرود .         

 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٢

مژده ٬ مژده ٬ مژده

             با درود بر بانوان ايران زمين

 

ايران، ۱۵ دي ۸۲:

 

 حزب زنان ايران، پس از دو سال از

 کميسيون ماده ۱۰ احزاب مجوز فعاليت گرفت.

 فريبا داودي مهاجر، موسس اين حزب، ضمن

 اعلام اين خبر به خبرنگار سايت زنان ايران

 گفت: شعار اين حزب، قدرت برابر، ثروت

 برابر، اطلاعات برابر و منزلت برابر است.

 وي همچنين افزود: سرمايه تشکلهاي

 غيردولتي زنان، سازماندهي، تلاش متمرکز و

 خواست مشترک زناني است که به رفع

 تبعيض همه جانبه از زنان اعتقاد دارند چرا

 که اين تشکلها از منابع درآمدزايي که مردان

 دارا هستند، بي بهره اند. اما تلاش و کوشش

 داوطلبانه زنان بهترين سرمايه و ثروتي است

 که امروز اکثر احزاب از آن بهره مند نيستند.

 در مرامنامه اين حزب بر لزوم تغيير در

 ساختار و بستر سياسي، اجتماعي ايران و

 ايجاد تحول در بينش عمومي جامعه نسبت

 به جايگاه واقعي زنان تاکيد شده است.

 لازم به ذکر است عضويت در اين حزب براي

 مردان نيز آزاد است و علاوه بر داوودي

 مهاجر، توسلي، مصوري منش، کريمي، زماني

 و احمدي ديگر از اعضاي هيات موسس آن را

 تشکيل مي دهند.

  با آرزوی پيروزی بيش از پيش بانوان

  و احقاق حق ايشان در پايداری ميهن

       شاد زيويد     بدرود .

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٢

وای و وای و وای بر ما

درود بر تمام شما نيکان:

نميشه آدم کمی استراحت کنه در حاليکه خبر ها رو نگاه ميکردم اينرو ديدم.

ساعت هنوز پنج صبح نشده است. زلزله، به تمامي شهر بم را تکان داده.

 

هزازان نفر در همان لحظات اول مرده اند و هزاران نفر زير آوارها دست و پا

 

مي زنند. 800 زنداني که از زندان ديوار ريخته بم آزاد شده اند، از نخستين

 

کساني هستند که سپيده صبح، پيش از رسيدن هر گروه دولتي، شهر را در

 

دست گرفته اند. چند ساعت بعد، قاچاقچيان انسان نيز سر مي رسند...

چهار روز پيش، خبري بر يکي از خروجي هاي خبر رسمي جمهوري ا

 

سلامي ايران قرار گرفت که تاييد کننده نگراني سازمانهاي غيردولتي زنان و

 

فعالان امور اجتماعي بود. در اين خبر از قول يکي از مقامات سازمان

 

بهزيستي "تعرض به برخي از زنان و دختران منطقه زلزله زده بم در ساعات

 

اوليه اين حادثه از سوي برخي از اشرار"، تاييد شده بود. اين خبر در هيچ

 

روزنامه اي چاپ نشد و مقامات مسئول حاضر به توضيح بيشتر و علني

 

دراينباره نشدند.

اين مقام مسئول گفته بود پس از برقراري امنيت در روز يکشنبه، گزارشي

 

مبني بر خروج يا فريب دختران و کودکان دريافت نشده است.

هم اکنون شايعات زيادي در شهر کرمان و ساير نقاط کشور بر سر

 

زبانهاستکه برخي از باندهاي قاچاق زنان و کودکان که با پوشش موسسات

 

خيريه، يا به بهانه قبول سرپرستي، در روزهاي اول تعدادي از زنان و کودکان

 

را فريب داده و ربوده اند.

آيا کار تحقيق براي يافتن زنان و کودکان قاچاق شده آغاز شده است؟

به اين سئوال نيز کسي پاسخ نمي گويد.

 

به کجا بايد شکايت خود را ببريم ؟

 

فريادمان را بر سر که بلند کنيم؟

 

کيست که به زنان ودختران تنها سرپناهی بدون چشمداشت  بدهد؟

با اميد به روزهای پيروزی .

 شادزيويد   بدرود .

 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٢

سلامت باشيد

درود بر همه

من بيمار شدم

 در حال حاضر نميتوانم

 مطلب جديد برايتا بنويسم.

 شادزيويد  بدرود

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٢

آخ که چه نيک گفتی :

            با درود بر تمامی آ گاهان

من از اين در تعجب هستم که چرا جوانان ما خدا را به اون صورتی که واقعا است پيدا

نکردند.!!!!!!!

در اين دنيای پر از نيکی وبدی چه چيز راحت تر از ديدن وجود قانون طبيعت است؟؟

ما همه برای زمانی بسيار کوتاه به دنيا آمده وخيلی زود هم بازميگرديم

ما ز بالاِئيم و بالاميرويم 

    مازدريائيم و دريا ميرويم

ما از اينجاوازآنجا نيستيم  

  مازبيجائيم و بیجا ميرويم

کشتی نوحيم در طوفان نوح

لاجرم بی دست وبی پاميرويم

همچو موج از خود بر آورديم سر

باز هم در خود تماشا می رويم

اختر ما نيست در دور قمر 

    لاجرم فوق ثريا می رويم

ماز بالا ئيم و بالا می رويم

 *****************************************      

 

بلی دوستان ارجمندم اينچنين است .

         خدا يار ونگهدار همگی .

                                        شاد زی ويد بدرود 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٢

باده و عمر

                                                            

از من رمـقي به سعـي ساقـي مانده است


وز صحـبت خـلق بـيوفـايي مانده است


از باده د
وشيـن قـدحـي بـيش نـماند


از عـمر نـدانم که چـه باقـي مانده است

         

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ دی ،۱۳۸٢

ای آگاهان :

از منـزل کـفر تا بدين يک نـفس است

 


                     وز عـالم شک تا به يـقـين يکنفس است

 


اين يکـنـفس عـزيز را خـوش ميـدار


 

                 کز حاصل عـمر ما هـمين يکـنـفس است
 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ دی ،۱۳۸٢

آغاز سال نو مسيحي

درود بر تمام ایرانيان

 

با آرزوی سالی پر از مهر و سلامتی برای تمام هم ميهنان مسيحی   

 

شاد زیوید  بد رود

 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٢

ای آفريدگار هستي

درود بر همه غم زدگان ميهن

از رفتن هم ميهنانمان زير آوار زلزله همگی مان دل آزرده ايم .اما من طاقت متهم

 کردن خدا را هم ندارم که جوانان ميهنم٬ مرکز مهرِ آدميان از بی رحمی يا قهر خدا

زبان به شکوه بگشايند من نيز به هيچ مذهبی وابسته نيستم عير از خود او که

در نقطه به نقطه دنيا نشانه هاي وجودش را ميبينم .خوب قبول دارم برای اکثر بچه ها

اين پرسش است که خود خدا را که آفريده؟از کجا مابوجود آورده شديم ؟چرا او هر کار

که خود ميخواهد با ما ميکند؟چرا سيل يا زلزله اين همه آدم رو به کام مرگ ميبرد؟

چرا؟چرا؟چرا؟.....من برای خودم يک اصلی رو درنظر ميگيرم واون اصل ميگه؛

 موقعيکه آفريدگار عالم اين جهان را خلق کرد تمام قوانينش را اتو ماتيک ساخت

و انسان را در آن نهاد. (به داستان آدم وهوا معتقد نيستم) با تمام خوبيها وبديهايش

مگر از اول وجود انسان اين بلايا نبوده است؟ چطور کرهء زمين با گذشت زمان تغيير

شکل داد و از آبها خشکی در آمد دريا ها خشک شده و تبديل به کوهها و سخره ها

 شدند  .

 آخ که چقدر برايم سخت است وجود آفريدگار رو به کسی ثابت کنم

 با من اينطوراست که با روبرو شدن به هر مشکل يا شادی نام او را بر زبان آورم.

 فکر ميکنم که تمام هستی بر گرفته از قدرتی بی همتا است.

حالا هر کس بنا به اعتقادات خود نامی برای اين قدرت گذاشته ۱خدا يا يزدان ِGOD۲  

  ِ۳ الله ِ ۴بودا.......من انسانی هستم ساده و بی ادعا .

ولی بچه های امروز ما با روش فکری  وهمچنين تحصيلات عالی يا 

 آگاه از آنچه در اطرافشان ميگذرد .ميخواهم بدانم آيا شما تغيير فصلها ٬گردش مرتب

زمين به دور خودش يا چرا راه دور بريم از خودمون آغاز کنم از طپش قلب به طور مرتب

٬ ديد چشم يا جزء جزء بدن هر انسان که در قسمت آناتومی ديدنش حتي درفيلم

برای هر کسی قابل هضم نيست .

بعضی بر اين ايده اند که ما اول ميمون بوديم و بعد از گذشت قرنها به انسان امروزی

تکامل پيدا کرديم ٬آيا در چند فرن گذشته از اين نوع ميمون ها نبوده که تا

 امروز به تکامل انسانی برسد؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

 .اگر دليل دانش بيش نشانهء نفی وجود آفريدگارهستی است

 من ايده خود  و چند دليل براي وجود آفريد گار را برايتان نوشتم

پاسخ مرا بدهيد ای هم ميهنان پاک سرزمين مهر

     بدرود  شاد زيويد

 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ دی ،۱۳۸٢

خدايا به فرياد رس

  درود بر تمام ايرانيان زجر ديده

 با عرض تسيليت به تمام هم ميهنان گرامی بخصوص باز ماندگان اين رويداد

طبيعی که برای ما بسيار دردناک واسفبار است .

من نمی دانم چرا ؟

پذيرفتن اينجور دردها٬ فجايع واز بين رفتن اين همه انسان با تلاش واميدوار به زندگی

بسيار مشکله .بد بختانه ارزش جان انسان در رژيم اسلامی زير سوال است .

در زمانی که دولت ما برای دارابودن ودست يابی به انرژی اتمی در تلاش بيش از حد

است٬ چرا به باز سازی شهر هايی مثل  بم  يا ديگر شهرهايی که مثل بم زلزله

خيز است اقدام نمی کنند!!!؟ اين دولت مردان يا بهتر بگم دولت نامردان ايران امروز.

درشهری با اين قدمت که از نظر طبيعي و توريستی اينقدر پر ارزش و با اهميت است.

در اخبار شنيدم که ارک در اين شهر از بين رفته که اميد وارم اشتباه باشد.

يه هر حال درد بسيار بزرگ و فرياد رس بسيار اندک.

با اميد روزهای موفقييت در ايران جاودان .

ما نيز درغم ويرانی بم با شما شريک هستيم .

با اميد بهروزی تمام  ايرانيان         * بدرود*

 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ دی ،۱۳۸٢

آريان

               درود بر همه دوستان خوبم

 باعرض شرمندگی از غيبت طولانی که داشتم

 چند روزيه که از هلند مهمانان گرامی دارم(پسرخاله وخانمش و دختر گلش)که مثل  عسل شيرينه

 خلاصه خيلی خوش گذشته تا به حال به ما!؟ به شما چی

 در ضمن من ودختر بزرگم پری شب به کنسرت گروه آريان رفته بوديم

 کارشون رو از نزديک نديده بوديم فقط از طريق DVD که از ايران رسيده بود دستمون  محشر بودن واقعا

سنگ تموم گذاشتند ما خيلی کيف کرديم . هم موزيک عالی وصدا هماهنگ ٬ريتم به جا ٬خلاصه ما اينجا به

خيلی کنسرتها ی  ايرانی رفتيم ولی اين هماهنگی رو در هيچ کدام نديده بوديم بازم ميگم عالی عالی  عالی

بودند.فقط دونفرشون نبودند که بقيه جای خالی اونها رو پر کرده بودند.

 خوش به حال شما که گروه آريان رو پيش خودتون داريد ( در ايران)

                                                   

 کار اين بچه ها واقعا با ارزش است در اون موفعييت با اينهمه مشکلات وموانع ......جدا دمشون گرم .

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ دی ،۱۳۸٢