بشنو از خيام

         

درود بر هم ميهنانم

٬آخ کين انتظار چه سخت است٬

                                                     آن قصـر که جـمشيد در او جام گرفت

                                        آهـو بچـه کرد و رو به آرام گرفت

                                       بهـرام که گور مي گرفـتي هـمه عـمر

                                         ديدي که چگونه گور بهـرام گرفت

              تا کی بايد منتظ ربه گورسپاری  برای پليدان بود؟

             از حوصله همگان بدر شد اين صبر طاقت فرسا!

            به اميد روز های شيرین ديرين زمان تا به کی بايد در تب انتظار سوخت؟

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٤:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ اسفند ،۱۳۸٢

بدانيد و آگاه با شيد

با درود بر هم میهنان نیک پندارونیک کردار

 

بشنوید در بارهء انتخابات که در ایران چه میگزرد و آگاه باشید

 

 

 

نمايندگان معترض: 'انتخابات را به رسميت نخواهيم شناخت'

 

 

با تحريم آنتخابات از سوی گروههای اصلاح طلب و احتمال کاهش مشارکت مردم نگرانی از دستکاری در آرا افزايش يافته است

گروههای اصلاح طلب سياسی و دانشجويی و نمايندگان معترض مجلس در بيانيه هايی که هر روز لحن آنها تندتر و صريح تر می شود به موضعگيری در باره انتخابات اول اسفند پرداخته اند.

نمايندگان معترض مجلس که قبلا به نمايندگان متحصن شناخته می شدند در بيانيه شماره 20 خود می گويند تلاش آنها گرچه در عمل سبب آن نشد تا "حق حاکميت ملت در تعيين سرنوشت خويش محترم داشته شود"، اما کمترين فايده آن افشای سناريوی ترتيب انتخاباتی بود که نمايندگان آن را انتخاباتی خوانده اند "که وصفی جز غير آزاد و ناعادلانه نمی ‌توان بر آن برشمرد".

در اين بيانيه آنها از "تمهيدات چند ساله اخير برای حاکميت استبداد و ارتجاع" سخن می گويند. به نظر اين نمايندگان از آنجا که عدم توفيق در انتخابات پيش رو "به معنی پايان عمر انديشه اقتدارگرايی در ايران و سيه ‌رويی صاحبان اين انديشه است" تلاش خواهد شد که از چنين شکستی جلوگيری شود.

نمايندگان می گويند: "شاهد تحرکات و تمهيدات مشکوکی هستيم" و می افزايند که "نگرانی عميق خود را در اين مورد با مسوولان اجرايی" در ميان گذاشته‌ اند اما هشدار می دهند که در صورت عدم توقف فوری اين تحرکات "بنا به وظيفه نمايندگی در دفاع از حقوق ملت اقدام به افشای آن خواهيم کرد."

نمايندگان معترض مجلس در اين بيانيه اعلام کرده اند: "ما به دليل اينکه انتخابات را آزاد و عادلانه نمی دانيم به عنوان کانديدا در آن شرکت نخواهيم کرد، و با دادن رای، اين انتخابات را به رسميت نخواهيم شناخت."

چالش بر سر نقض حق انتخاب

از سوی ديگر، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی از گروههای پرنفوذ اصلاح طلب با صدور بيانيه‌ای اعلام کرده است که در انتخابات غير آزاد و غير عادلانه شرکت نمی‌کند.

بيانيه اين سازمان آنچه را اتفاق افتاد اعم از رد صلاحيت‌ها و اعتراض به آن تقابل آشکار دو جريان و دو ديدگاهی ارزيابی می کند "که طی سال‌های گذشته همواره آزادی‌های قانونی، مردمسالاری و حق حاکميت ملت در تعيين سرنوشت خويش محور مهم‌ترين چالش در ميان آنها بوده است". به گفته بيانيه نويسان، "امروز نيز نقض حق انتخاب محور اين چالش است."

سازمان مجاهدين انقلاب وضعيت موجود را در تعيين صلاحيت و حذف افراد و گروههای معين نمونه ای از عادلانه نبودن رقابت و "دو درجه ای" شدن انتخابات می شمارد و می افزايد: "ملاک و جوهر انتخاب واقعی و آزاد، موثر بودن و تعيين کننده بودن آرای مردم است که بايد در تمامی مراحل انتخابات و تعيين صلاحيت ها رعايت شده باشد."

مجاهدين انقلاب اسلامی ايران با ابراز "تاسف شديد از دخالت غيرمسوولانه نهادها و محافل قدرت در امر انتخابات" اين انتخابات را "غير آزاد و غيرعادلانه" می نامد و می گويد که از ارائه فهرست انتخاباتی و شرکت در آن خودداری می‌کند.

پايان اصلاح از درون

شماری از گروههای دانشجويی نيز با صدور بيانيه هايی همراه با انتقاد شديد از روند انتخابات به تحريم آن پرداخته اند.

 

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اميرکبير که از صريح اللهجه ترين گروههای دانشجويی است در بيانيه خود با تحليلی از اوضاع به اين نتيجه رسيده است که گفتمان "اصلاح از درون" با تعاريفی که محمد خاتمی در خرداد 76 مطرح کرد "هم در عرصه تئوری و هم در عرصه عمل به بن بست رسيده است."

اين بيانيه سلب حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را از مردم که "حق بديهی" آنها می خواند، به "خيانت سياسی" موصوف کرده و افزوده است: "متاسفانه دولت اصلاحات خاتمی با فراموش کردن پيمان خويش با ملت ابزار اين عمل گرديده است."

انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير رفتار شورای نگهبان را با انتخابات تبديل آن به "انتصابی با ظاهر انتخابات" توصيف می کند و آن را به تمسخر گرفتن رای مردم می داند.

اين انجمن، "واقع بينانه ترين رويکرد به انتخابات" را تحريم آن می داند و با ابراز نگرانی از احتمال دستکاری در آرای مردم از هيات های اجرايی می خواهد که پاسدار حقوق و رای آنها باشند.

جمهوريت يا شيخوخيت

سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی که به ادوار تحکيم وحدت نيز شناخته می شود در بيانيه خود با بيان مشابهی به تحريم انتخابات پرداخته است.

در بيانيه منسوب به اين سازمان رد صلاحيت های گسترده مقدمه چينی برای "سلطنت اسلامی" ارزيابی شده و شرايط حاضر شرايطی توصيف شده که درآن ميزان رای ملت نيست.

اين گروه وابسته به جنبش دانشجويی نيز به دولت محمد خاتمی برای پذيرش برگزاری انتخابات در عين اذعان به ناعادلانه بودن آن حمله کرده است و آقای خاتمی را متهم کرده که ؛ به جای صيانت از جمهوريت به دامن شيخوخيت چسبيده؛است

بدرود  شاد زيويد

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٥:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٢

اينقدر خوشحالم که نگو

        درود بر همه

بالاخره راه در مان اين بيماری (ام.اس)  با پيشرفت علم پيداشد.

بله٬ پس از ۱۵ سال تحمل وانتظار وکوشش ومبارزه با خود و مشکلات

جانبی اين مريضی که اعم از داروهای مختلف و شيمی درمانی .......

تا امروز صبح دوستم که خودش هم اين بيماری رو داره و پزشک عمومی

است بهم زنگ زد و خبری که چند سال در انتظارش بوديم بهم گفت.

از طريق شبيه سازی جنين انسان ميتوان بر بيماری های لاعلاج غلبه کرد

بدين ترتيب که در بدن انسان يک سلول را بار ور کرده تا به حد لازم رسد

و پس از آن از سلول تکثير شده به بدن انسان تزريق کرده تا سلول های از

بين رفته دوباره سازی شوندکه اين اصلی ترين مرحله است.

در شادی من شريک باشيد باآرزوی رسيدن به روزيکه در سطح دنيا اين کاربه خود جامع عمل بپوشد

با سپاس از ايزد منان

   *********************************************************       

***********************************************************

***********************************************************   

                                 دانشمندان برای اولين بار جنين انسان را شبيه سازی کردند

 

 

 

دانشمندان می خواه

دانشمندان می گويند که توانسته اند برای نخستين بار جنين انسان را شبيه سازی کنند و پرورش دهند.

آنان می گويند هدف از شبيه سازی جنين انسان خلق سلولهايی است که می تواند در نهايت برای درمان انواع امراض استفاده شود.

محققان در کره جنوبی اعلام کرده اند که توانسته اند با کمک جنين های شبيه سازی شده، سلولهای پايه ای را خلق کنند که می توان از آنها برای جايگزينی اعضای بدن انسان استفاده کرد.

گروه هايی ازمحققان کره جنوبی با شرکت در کنفرانس "انجمن پيشبرد علوم آمريکا"، که در شهر سياتل برگزار شده است، گفتند که آنان سلولهای پايه گرفته شده از جنين های شبيه سازی شده را به سلولهای تخصصی تبديل کرده اند.

آنان می گويند بدن انسان اين سلولها را، بر خلاف آنچه معمولا در مورد پيوند اعضا ديده می شود، دفع نمی کند و با بدن بيمار کاملا سازگاری دارد.

در گذشته ادعاهای زيادی در مورد شبيه سازی جنين انسان مطرح شده که همگی سوال برانگيز بوده اند، اما اين ادعای تازه از اعتباری ويژه برخوردار است چون توسط مجله "ساينس"، يک مجله عملی عمده، منتشر شده است.

همچنين در حالی که گروه های قبلی مدعی بودند که توانسته اند يک جنين با 4 يا 8 سلول را شبيه سازی کنند، محققان کره جنوبی می گويند 30 جنين را شبيه سازی کرده و آنها را تا 100 سلول، يعنی به اندازه يک جنين هفت روزه، پرورش داده اند.

اين تحول جديد در دانش جنين سازی باعث شده است که يک گام به شبيه سازی انسان نزديک تر شويم.

محققان کره جنوبی می گويد قصد خلق نوزاد انسان را ندارند اما موفقيت آنان نشان می دهد که شبيه سازی انسان ممکن و کاری نسبتا ساده است.

 

 

 

                                       

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٢

ادبيات در غربت

                         

 

                                       

 
   
                                         هنر و ادبيات ايرانی در غربت
 

 
 
.
آنچه امروز به صورت اجراهای آوازی سوسن ديهيم مي شنويم ويا درچيدمان های شيرين نشاط مي بينيم در واقع بيانی از يک هويت دورگه فرهنگی است
اکنون و پس از گذشت بيست و پنج سال از عمر جوامع ايرانی در غربت، اين جوامع چه دستاوردهايی در زمينه ادبيات و هنر داشته اند؟

در پاسخ اين سوال بهتر است اين دستاوردها را در مقوله کلی « فرهنگ» بگنجانيم و مساله را در منظری گسترده و جهانی طرح کنيم.

در اين منظر، به جرات می توان گفت که ما اکنون شاهد شکل گرفتن هويتی مستقل در ميان اين جوامع هستيم. اين هويت را ديگر نمی توان « زايده» يا دنباله فرهنگ ايرانی در « داخل» به حساب آورد، بلکه اين هويتی است مستقل در « خارج» که در عرصه های مختلف نگاه و حرف و سخن خود را دارد.

فرهنگ ايرانی در غربت برآيند يکی از آخرين مهاجرتهای توده واريست است که در قرن بيستم رخ داد. قرن بيستم را قرن جنگهای جهانی و انقلابات خوانده اند که پی آيند آنها از جاکنده شدن جمعيت های انسانی و سرازير شدنشان از آسيا، آفريقا و شرق اروپا به اروپای غربی و آمريکای شمالی بود.

اين مهاجرتها چهره جوامع غربی را تغيير داد تا آنجا که مي توان گقت آنجه امروز زيرساختهای مدرن اين جوامع را تشکيل می دهد در واقع حاصل کار ارزان مهاجران آسيايی يا آقريقايی بوده است ، و از سوی ديگر، بخش عظيمی از آنجه ما اکنون به عنوان فرهنگ مدرن می شناسيم، به تعبير ادوارد سعيد، دستاورد مهاجران و تبعيديان است.

جامعه ايرانی نيز نتوانست از اين تحول تاريخی در قرن بيستم برکنار بماند و به دنبال انقلاب سال ۱۹۷۹بخش چشمگير و سرآمدی از جمعيت آن در نقاط مختلفی از جهان پراکنده گرديد.

اين پراکنش جمعيتی اکنون پس از گذشت بيست و پنج سال به شکل گيری جوامع ايرانی در غربت، ويا در اصطلاح فرهنگ شناسی، به شکل گيری دياسپورا Diaspora های ايرانی انجاميده است.

فرهنگ جوامع ايرانی در غربت را اکنون بايد تکه ای ازفضاهای رنگارنگ و ناهمگونی دانست که با حضور دياسپوراهای ديگر بر فضای يکدست و يکنواخت فرهنگ سرزمينهای ميزبان تحميل شده است.

.
اين فضاهای رنگارنگ و ناهمگون عرصه اختلاط ها و همآميزيهای فرهنگی، و در نتيجه، عرصه شکل گيری هويت های دورگه است. پديده ای که اکنون در عصر جهانی شدن و انقلاب ارتباطات مي رود تا مرزهای جغرافيايی را روز به روز بيرنگتر سازد

اين فضاهای رنگارنگ و ناهمگون عرصه اختلاط ها و همآميزيهای فرهنگی، و در نتيجه، عرصه شکل گيری هويت های دورگه است. پديده ای که اکنون در عصر جهانی شدن و انقلاب ارتباطات مي رود تا مرزهای جغرافيايی را روز به روز بيرنگتر سازد و تقابل « داخل» و «خارج» را در زمينه های فرهنگی درهم بريزد.

فرهنگ در غربت بيانی از نوعی بودن است. بودن در غربت را بودنی« بيرون ازسرزمين، بيرون از زبان» تعريف کرده اند. اين بودن پيوسته خود را در قالب يک آرزو آشکار ميکند: آرزوی تعلق پيداکردن در مکانی که سرزمين خود آدم نيست و در زمانی که ادامه طبيعی زمان موطن نيست.

ذهنييت غريب از يک سو بارهای فرهنگ زادگاه را با خود می کشد و ازسوی ديگر درگير با فرهنگ ميزبان است که ازهرسو او رادر ميان گرفته است.

ذهنييت غريب در اين کشاکش نه ديگر در حوزه اولی و نه کاملا در حيطه دومی است؛ نه به اين تعلق دارد و نه به آن؛ نه اينجاست ونه آنجا... بيانی از اين حالت به اصصطلاح درآستانگی را درکلمات هاله، هنرمند ايرانی/ آمريکايی، ميتوان پيدا کرد، آنجا که در گفتگويش با بی بی سی ميگويد: من دوتا وطن دارم(ايران،آمريکا)اما دوتا وطن هم ندارم... يا ايرج رحمانی، نويسنده مقيم تورنتو، در تکه ای از رمانش که می خواند، اين حالت را به زيستن در حاشيه تعبير می کند: حاشيه ای که ديگر حاشيه ای برای آن نيست.... غربت اما ، درست به دليل آنچه گفته شد، ميتواند عرصه «وجدا نی مضاعف» باشد و نيز عرصه تعلق داشتن به دو و يا چند فرهنگ.

اين شالوده هويت های فرهنگی دورگه ست. آنچه امروز به صورت اجراهای آوازی سوسن ديهيم ميشنويم ويا درچيدمان های شيرين نشاط ميبينيم در واقع بيانی از همين هويت دورگه فرهنگی است.

بيانی از اين هويت را در ادبيات ايرانی در غربت نيز می توان يافت. از يک منظر تاريخی ادبيات مدرن ايران به نحوی با مفهوم غربت گره خورده است.

مدرنيسم در ايران به عنوان گوهر و جان کلام مدرنيته با گسستن از سنت در واقع خودرا در وطن خويش تبعيد کرد. هدايت نمونه بارز نويسنده مدرن ايرانی است که چه آنگاه که در موطن خويش مي نوشت وچه آنگاه که به خارج پناه برده بود، در غربت به سر ميبرد.

اما ادبيات ايرانی تا رسيدن به مرحله «ادبيات در تبعيد» به مفهوم اخص کلمه، سالهای تلخ و سختی را پشت سر گذاشته است. دوره آغازين پيدايش و تطور اين ادبيات با سرنوشت تراژيک غلامحسين ساعدی و بيژن مفيد همراه بود.

سياوش کسرايی در تلخی همين سالهای غربت است که زيباترين شعر زندگی خود را سرود. مرگ نادرپور اندکی بعدتر نمونه ديگری از يک سرنوشت تراژيک است. در دوره ای ديگر اسمعيل خويی، م. آزرم، مانی، مهشيد امير شاهی، رضا دانشور، نسيم خاکسار، اکبر سردوزامی....به حيات ادبی جوامع ايرانی در غربت تداوم بخشيدند.

پديدار شدگی ادبيات در تبعيد به عنوان عرصه کشاکش، تخاطب و گفتگوی مدام ميا ن هويت زادگاه و هويت زيستگاه را با تلازمات زبانی و ساختاری آن بخصوص در سالهای اخير و در اثار داستانی رضا قاسمی، ساسان قهرمان، ايرج رحمانی... ، و در شعرهای مجيد نفيسی، حسين شرنگ، ساقی قهرمان و مودب ميرعلايی......مي توان يافت.

بر آنچه گفته شد دستاوردهای ديگر جوامع ايرانی را در زمينه های علمی و مباحث نظری،توليد گفتمانهای رسانه ای و نيز موسيقی پاپ بايد افزود. اين ها نيز شاکله های ديگر هويت ايرانی در غربت هستند. اين هويت، چنانکه گفته شد، نگاه مستقل خودرا دارد که می تواند نه در تعارض با نگاه هويت ايرانی در «داخل»، بلکه در کنار و مکمل آن باشد.

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٢

بسيار خرسندم

                                                                         درود

                          هم ميهنان از ديدن اين خبر بسيار خوشحالم

زنان ايران،۱۲ بهمن۸۲:
عصر ديروز اولين برنامه "پاتيناژ" بعد از انقلاب در
ورزشگاه ۱۲ هزار نفري آزادي برگزار شد. در اين برنامه که گروهي از دختران و پسران اجرا کردند، از مربيان و قهرمانان ورزش اسکيت استفاده شده بود. آنها که پيش از اين هيچ تجربه اي درمورد پاتيناژ نداشتند، از مدتي پيش با استفاده از کفش هايي که بعد از ۲۵ سال از انبار بيرون آورده شده بود، تمرين کرده بودند.
گفتني است تنها
تماشاچيان اين برنامه گروهي از مسئولان ورزشي بودند.

 

                                         ثبت نام براي اولين دوره پاتيناژ
 

 

  گيسو فغفوري، زنان ايران، ۱۴ بهمن۸۲

از اول اسفند علاقه مندان شرکت در اولين دوره کلاسهاي پاتيناژ بعد از انقلاب مي توانند با مراجعه به کميته پاتيناژ که در فدراسيون اسکي مستقر است، ثبت نام کنند.
به گزارش خبرنگار سايت زنان ايران، روز۱۱ بهمن در مجموعه ورزشي ۱۲ هزار
نفري آزادي سالني براي پاتيناژ افتتاح شد که ۲۰ ورزشکار با حضور يک مربي و يک ورزشکار قزاقستاني، سه روز در آن به تمرين پرداختند.
اين گروه که از سوي
فدراسيون ورزشهاي همگاني انتخاب شده اند، قرار است به ديگران آموزش دهند.
براساس
همين گزارش، يخ سالن ۱۲ هزار نفري امروز براي برگزاري مسابقات کشتي و ديگر مسابقه هاي دهه فجر آب شده است.

 *************************************************************************

 

                                            اعتراض «يالثارات» به پاتيناژ دختران


 

 

هفته نامه «يالثارات» ـ چاپ بهمن با قرار دادن تعدادي عكس از پاتيناژ دختران ـ كه در مجموعه ورزشي آزادي اجرا شده بود ـ در كنار عكس معاون اول رييس‌جمهور (محسن مهرعليزاده) و دبيركل كميته المپيك (هاشمي‌طبا) به انتقاد از اين اقدام پرداخت و نوشت:"به نظر شما، مفاهيم غيرت و ناموس و حجب و حيا و عفت، چقدر بايد يخ بزند تا مسؤولان عالي‌رتبه نظام اسلامي در آستانه بيست‌وپنجمين سالگرد انقلاب اسلامي، شاهد چنين فاجعه‌اي باشند؛ آن هم با لبخندهايي چنين دلنشين! ديروز دوچرخه‌سواري دختران، امروز رقص روي يخ (پاتيناژ) و فردا... ."

 

  واما اين از ما بهترون ٬کسی نيست که به شما بگويدديگر سرتان را از زير برف

 

 جهل و نادانی بيرون بياوريد؟ديگر زمان اطاعت از فرمان های نابجای شما نيست

 

که از سر خودخواهی به زنان بيگناه اجبار ميکرديد.

 

                                 تا پيروزی کامل سخت و مقاوم خواهيم ايستاد

                                 بدرود بانوان هم ميهن

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٢

پند و اندرزهايی از موبد موبدان

           

                        درود بر تمام شما  

چه خوش بود که تمام اين اندرزها را به گوش جان بسپاريم:   

 به فرمان يزدان و امشاسپندان رفتار و کوشش نما.

يزدان را ستايش کن و دل را شاد ساز تا يزدان نيکی تو را بيفزايد .

 خود را به بندگی به کسی مسپار.

قبل از جواب دادن تفکر کن.

از سخن چين ودروغگو سخن مشنو.

مغرور و خود پسند مباش زيراانسان چون مشک پر باد است واگر باد آن خالی

شود چيزی باقی نماند.

در مجازات مردم کينه مورز.

با نادان راز خود مگوی .

به هيچکس دروغ مگوی.

مردم دارای همان خوبی هستندکه اززمان شيرخوارگی خود کسب نموده اند.

نه به راست نه به دروغ هرگر سوگند ياد مکن . 

تا توانی مردم را به زبان ميازار.

هيچکس را تمسخر مکن .

خوش صحبت باش . شيرين گفتار و منش خود را نيک بدار.

بيگناه باش تا بيم نداشته باشی.

سپاس دار باش تا لايق نيکی باشی.

 مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی .

با مرد قدر نشناس ونا سپاس معاشرت مکن .

تند وعصبانی مباش زيرا مرد عصبانی چون آتش است که دربيشه بر افروزد

و تر و خشک را با هم بسوزاند.

هميشه روح خود را بياد دار .

                                               بدرود شاد زيويد

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٢

خبر ناب از بی بی سی

                                        درود بر هم ميهنان

قرص ويتامين دی از خطر ابتلا به 'ام اس' می کاهد

 

بنا به تحقيقاتی جديد، مصرف قرص ويتامين دی خطر ابتلا به بيماری ام اس (multiple sclerosis) در زنان را به ميزان 40 درصد کاهش می دهد.

با اين حال، گروه محققان دانشگاه هاروارد آمريکا تاکيد دارند پيروی از يک رژيم غذايی سرشار از ويتامين دی به تنهايی نمی تواند خطر ابتلا به اين بيماری را کاهش دهد و بايد قرص ويتامين دی نيز مصرف شود.

در اين مطالعه، که نتايج آن در نشريه "نورولوژی" منتشر شده است، حدود 190 هزار داوطلب زن شرکت داشته اند.

دکتر کاساندرا مانگر، از پژوهشگران اين گروه، گفت: "تصور اين که مصرف مولتی ويتامين بتواند خطر ابتلا به ام اس را کاهش دهد، خيلی هيجان آور است."

او گفت با اين حال برای تاييد اين يافته ها به تحقيقات بيشتری نياز است.

دانشمندان با استناد به اطلاعاتی که نشان می دهد بيماری ام اس در مناطق دور از خط استوا بيشتر شايع است، نظريه تاثير ويتامين دی را منتشر کرده اند.

ساکنان مناطق دور از خط استوا آفتاب کمتری دريافت می کنند و به همين دليل ماده شيميايی که در بدن توليد ويتامين دی می کند کمتر در بدن آنها ترشح می شود.

مهار بيماری

ساير مطالعات نشان داده اند که قرص ويتامين دی می تواند در مقابله با بيماری مشابه ام اس در موش، موثر باشد.

يک پژوهش ديگر نشان داده است که افراد مبتلا به ام اس معمولا دچار کمبود ويتامين دی هستند.

براساس اين مطالعه، علائم بيماری با افت ميزان ويتامين دی در بدن تشديد و با افزايش آن، اين علائم خفيف می شود.

کريستين جونز، مدير عامل موسسه "ام اس تراست"، گفت: "همه قبول دارند که ام اس، کلا در آب و هوای معتدل شايع تر است و احتمال ارتباط ميان نور خورشيد و ويتامين دی مکررا مطرح شده .

            به اميديافتن راه پيشگيری و ريشه کن شدن اين بيماريهای لاعلاج .بدرود

 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ۳:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٢

آينده روشن!

دوست ناديده!
من نيز چون شما باور دارم که مشگل عمده ی ما مردم را بايستی در حوزه ی فرهنگ جُست نه سياست، امّا يادمان نرود: برای فرهنگ سازی يا پالودن فرهنگ، نخست بايستی برآورد درستی از فرهنگ جاری جامعه مان بدست بياوريم. به قولی بی هيچ تعصبی بايد ببينيم "کجا ايستاده ايم"!
برای رشد آگاهی های ملّی ابتدا بايد "شعور ملّی" را تخمين زد. برای تخمين زدن سطح شعور ملّی راههای گوناگون و در عين حال ساده ای وجود دارد، چه نگاه مردم به مسائل روز جهان حکايتگر شعور ملّی آنهاست.

پس ما نيز بايد در اين راه قدم برداريم تا به پيروزی موعود برسيم.

    با اميد پيروزی تا درودی ديگر بدرود

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٢

ديدار دلدار

درود بر همه نيکان

نـيـکي و بـدي که در نهاد بشر است
                                         شادي و غـمي که در قـضاوقـدر است
      با چرخ مکن حواله کاندر ره عـقـل
                                        چرخ از تـو هـزار بار بـيـچاره تر است

نمی دونم چرا وقتی به نيروی مثبت احتياج دارم برای دريافتش

اينقدر خسته هستم .شايد به يک نيرويی که غير قابل لمس ودیدن است

نياز دارم ؟نمی خام بگم چرا؛ من ؟چون بدتراز درد من رو هم خيلی ها تحمل

ميکنند و لب بر نميارن .آخ دلم نمی خاست هيچوقت در بارهء اين مشکل

در اينجا سخنی بگم ولی به خودم گفتم چرا که نه !؟

اصلا اينجا اومدم تا با شما ها رازو نياز کنم نه اينکه فقط شنونده باشم٬

گفت و شنود.

از هر چه بگزريم سخن دوست خوش تر است.

دلم برای يک گل که به مسافرت رفته خيلی تنگ است.

آرزو دارم هر چه زودتر با سلامت کامل به منزل برگرده.

مواظب سلامتی خودتون باشيد و در پی کار نيک باشيدو اين رو بدونيد که

  کار نيکو کردن از پر کردن است

شاد زیوید و بدرود

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٢

درد دل

                                          از ماست که بر ماست

گناه در چیست؟اشکال در کجاست!چرا ما باید گاه به این صورت سرد و دوست نداشتنی شويم. چرا باید دامنه توقعاتمون رو اینقدر بی حد بالا ببریم واز خود راضی واز دیگری نا راضی باشیم ؟

نا گفته نماند که انسان در همهء عرصه های وجودش چنین بوده هر چند که هم دیده ایم و در تاریخ نیزخواند ه ایم در چامه ها به این نا مرادی ها برخوردیم ولی روربه رو شدن با این واقعیت سخت است .

             بنگر ز جهان چه ترف بر بستم     هیچ           

                                          ور حاصل عمر چیست در دستم    هیچ

            شمع   طربم   ولی  چو  بنشستم     هیچ

                                       من جام جمم ولی  چو  بشکستم    هيچ

 

 با اميد به توانا شدن درخود سازی بيش از پيش زیرا بايد از خود آغاز کرد تا  در يک صف مشترک به نام زندگی هم پا و همراه شويم.همه با هم بگوييl                 خداوندا دراين تاريکی دل ما را به نور خود روشن کن

 آرزوی پيروزی و شاد کامی برای تمام ايرانيا در نقطه به نقطهء دنيای هستی

 و يک دل و يکرنگ شدن ما در جای جای گيتی من به نوبه خودم تمام هم ميهنانم رادوست دارم و برايتان آرزوی سلامتی ميکنم . شاد زيويد وتا درودی دیگر بدرود .

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٢

درود بر دوستان نيک

                                  با درود بر تمام نيکان ايران زمين

در اين زمان کوتاه که من در پرژن بلاگ سايتی برای خود باز کرده ام

از آشنايی با چند دوست گرامی خرسندم که اين دوستان مرا از صميم

قلب در جمع خود جای دادند.

اين ها با من مثل يکی از افراد نزديک فاميل خود رفتار کردند .

با نيک پنداری خود به منزل من راه پيدا کردند .

با کردار نيکشان مرحم بر زخمهای نهان دل من که ناشی از دوری ميهن

است نهادند هر چند که دوری فيزيکی در ميان است ولی با گفتار نيک

 دلها بهم نزديک شده و هيچ مشکل مسافتی در ميان نمی ماند.

در اين ميان لازم به زکر است که آيا ما نميتوانيم راحت و اعتمادبه يکديگر در

اينمکان ديدار کنيم و هميشه بايد از هجوم ياغيان در حراس باشيم؟؟؟؟؟!!!!!

آيا بايد که در خانه هايمان دفن شويم و با هيچکس از ترس خيانت و دورويی

معاشرت نکنيم ؟ولی من با ديد مثبت خود تمام خوبان را در کنارم دارم.

 من از دوستان نيک خودم در اين راستا سپاسگزاری کرده و آرزوی

 آينده ای سر شار از پيروزی وشاد کامی برايشان دارم.

             شاد زيويد و آزاده در ميهنی رها از هر گونه ستم

                                                                       تادرودی ديگر بدرود

                   

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٦:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٢

دهان تنگ شيرينش مگر ملک سليمانست

                                             با درود و شاد باش بر بانوان ايران

 

شايد برای ما نيز وقت آزادی رسيده؟!

 

عبادی: به نام اسلام نبايد مردم را از حقوق بشر و دموکراسی محروم کرد.

 

زنان ايران، ۲۷ دی ۱۳۸۲

زنان، نخستين قربانیان فقر فاحش به شمار می آيند زیرا که آنان قربانيان تبعيض حقوقی و اجتماعی هستند. برای مقابله با جامعه مردسالار، مردان و زنان بايد فعاليت کنند زيرا مردان نيز قربانی فرهنگ مردسالار هستند.

شيرين عبادی، که مجری برنامه افتتاحيه مجمع اجتماعی جهانی در معرفی او گفت: " زنی که راهی صلح طلبانه برای آشتی اسلام و حقوق بشر يافته است"، ضمن بيان اين جملات افزود: در کشور من ايران، همين فرهنگ مردسالار است که زنان را با وجود تحصيلات عالی از ورود به مدارج بالا باز داشته است. قوانين تبعيض آميز از جمله قوانین جزایی که ارزش جان یک زن را نصف جان یک مرد می داند و شهادت دو زن را در برابر شهادت یک مرد می پذیرد بر زنان تحمیل شده است.

وی در بخشی دیگر از سخنان خود گفت: با اصلاح اساسی نهادهای بین المللي همچون سازمان جهاني تجارت، صندوق بين المللي پول، بانک جهاني و شوراي امنيت سازمان ملل متحد، فاصله عميق کنوني بين آنهايي که دارند و آنهايي که ندارند کمتر خواهد شد.

وي همچنين افزود: بايد به حقوق اقتصادي و اجتماعي توجه بيشتري شود. رعايت اين حقوق بايد در صدر برنامه هاي اقتصادي، اجتماعي دولتها قرار گيرد. بايد به دوران مصونيت از مجازات پايان داده شود و مسئولان دولتها و کساني که حقوق بشر را نقض کرده اند، از جمله صاحبان شرکتهاي چند مليتي بايد مجازات شوند.عبادي همچنين افزود: ما مدافعان حقوق بشر در فدراسيون بين المللي حقوق بشر در کنگره آينده مان درباره اين موضوعات حرف مي زنيم. تلاش ما اين است که جهاني شدن را در خدمت حقوق بشر درآوريم.

عبادي در بخش پاياني سخنان خود گفت: در ايران، مردم، به ويژه جوانان و زنان طي دهه گذشته و در جريان انتخابات رياست جمهوري و انتخابات پارلماني اراده خود را براي اصلاحات اساسي و برقراري دموکراسي و حقوق بين الملل اعلام داشته اند اما متاسفانه سنت گرايان که سکوهاي اصلي قدرت را در دست دارند، به اين موضوع توجهي نکرده اند و در روزهاي اخير با رد صلاحيت داوطلبان ورود به مجلس، بحراني را به وجود آورده اند. من يک بار ديگر تاکيد مي کنم که به نام اسلام نبايد مردم را از حقوق بشر و دموکراسي محروم کرد.

وي گفت: در اين اوضاع و احوال که بسياري، مساله امنيت را بزرگ جلوه مي دهند، کار مدافعان حقوق بشر مشکل تر شده است.من هم به جرم وکالت و دفاع از حقوق بشر از اين مصائب سهمي برده ام و به زندان افتاده ام. اکنون هم زنداني عقيدتي در زندانهاي ايران وجود دارد که با استفاده از فرصت درخواست و اميد آزادي آنها را دارم.

                             به اميد اينکه آنروز هر چه زودتر فرا برسد.

                                         شاد زيويد ٬ بدرود.

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٤:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٢

دختر شايسته

    درود بر هم ميهنان گرامی 

    

                

                                                        

                                                               *شرمينه  شهروری *        

    بله دختر شايسته امسال کشور آلمان دختر يست که در وسط ايستاده وايرانيست.

 شرمينه دختريست ۲۱ساله که دردانشگاه شهر آخن تحصيل میکند وبا ۱۹ دختر ديگردر

رغابت پيروز شد.

آيا شما از جشنهای برگزيدن زنان شايسته در ايران باستان آگاهی داريد؟

ايرانيان در ايرانشهرـايران باستان نزديک به سد ۱۰۰ جشن داشته اند.

نام اين جشنها هم < ايد >الف با (فتحه) ای  د گفته ميشده .

 البته شکل اين جشنها ٬ ايد ٬امروزه کاملا متفاوت تر از گزشته است زيرا در آنزمان کهن

چنب (با فتحه چ ٬ن )يا سنت و آئين چنان بود که برگزار کنندگان و هم انبازان(شرکت کنندگان)

ايد و جشن وسورو بزمها٬خويشگاری مينوی خود ميدانستند که هر کس به فرا خور٬تاو٬

توانگری مالی همکاری و هم ياری و هم انبازی ميکردند.

من و منیگری در کار نبوده ٬برخی درم و دينار وسکه٬برخی سرده با(فتحه س ٬د )يا

جنس و بنشن ٬ژورتاک (هبوب )و مادگان بايسته خورد و خوراک ٬نوش و نوشاک

و پخت و پز ٬برخی که چيز نداشتند يا پخت و پز نمی دانستند به اين و آن کمک و همياری

ميکردند و چيز ها را ميشستند.........

آری اينچنين زن شايسته و بايسته در ايران کهن شنا خته شده واز اين پس بزرگش ميداشتند.

        لازم به گفتن است:

 من از همياری آقای(( مهمند شید رنگ )) (mehmande shidrang)که استاد زبان شناس

در  زبان ( اوستايی وپارسی )سپاسگزارم نا گفته نماند که  ايشان از دوستان هم کيش و مهرِ

من هستند .

                    شاد زیويد  ٬  تا درودی ديگر بدرود .

 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ۳:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٢