خداحافظی ..... هر چند کوتاه

درود؛

نمی خاستم به اين زودی به روز کنم ولی ديدم اگر بدون خدا حافظی برم درست نيست

فردا ميرم برای دريافت (کورتيزون)حيف بهت دورم چون ميدونم اگر نزديکم بودي حتمن می

آمدی به ديدنم و خوشحالم می کردی....

 

اين چامه رو امروز از يک دوست نيکم دريافت کردم؛

 

لا اقل هستی پر رنگ تر از نيستی ست

و عشق از همه پر رنگها پر رنگ تر

موجيست عشق

 منظم و خوش صدا

بلند و عميق

مرغيست دلم يک مرغ دريايی

و برای من کشتی ِ تو....

 ساحل بی کرانه تنهائيست

         *******************************

بسيار زيبا و پر مفهوم مينويسه اين دوستم و نقاش بسيار زبر دستی نيز است

آروزی آرزوهايش را دارم

و همينگونه برای تو نازنينم که مرا هميشه با سخنان زيبايت پشتی بانی کردی

و در تمام لحظات برايم دوستی به تمام مئنا بودی و هستی و خاهی ماند

با سپاس از محبت تک تک دوستان نيکم

(اگر خطاب به تو مينويسم منظورم خود توهستی که حالا اينجا را ميبينی)

با سپاس از لطفت در پناه يزدان تندرست پيروز و شاد زيوی

تا درودی دگر بدرود.

 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸۳