بيائيد امروز را روشن تر و فردا را با آگاهی بنا کنيم

درود بر تو جوان ايرانی؛

ديشب اين گزارش رو خواندم و خيلی رفتم تو فکر آخه به چه قيمتی بچه ام به من احترام بگزارد؟ چون من نيز مجبــــــور به احترام نا دانسته به والدينم بودم؟ آيا ارزشها را برای من مشخص کرده بودند؟ که هيچگاه اجازه بيان ايده يا سليقه ام را نداشتم و هميشه از جانب مادر وپدر وبنا  به خواست ايشان راهم را پيش ميگرفتم

شکاف بين نسل ديروز و امروز: يک فرصت يا يک بحران؟

در ايران، کشوری که حدود هفتاد درصد آن را جوانان تشکيل می دهند، مشکلات بين نسل جوان و والدين از موضوعات قابل توجه اجتماعی است. بسياری از جوانان می گويند پدر و مادرها آنها را درک نمی کنند و زبان آنها را نمی فهمند. برخی از جوانان می گويند توقع بزرگ ترها از آنان بيش از حد است و بزرگترها فشاری را که بر جوانان وارد می شود، حس نمی کنند.

.

"اين نسل سئوالش از پدر و مادرها اين است که اصولا چرا مرا به وجود آوريد و با کدام برنامه؟ چون احساس می کند که حضورش باری به هر جهت است..."
اما بسياری از پدر و مادرها يا حتی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نيز از اين گلايه دارند که پسرها و دخترها، آنطور که بايد احترام بزرگتر ها را نگه نمی دارند، به انتظارات آنها توجه نمی کنند و يا اينکه توقع آنها از پدر و مادر بالاست.
 
تفاوتی که بين دو نسل است اين است که پدران و مادران ما در فرهنگی تربيت شده اند که در آن همه اميال فردی سرکوب می شده و هيچگونه گرايش فردی ارج نهاده نمی شود تا آنها در خدمت کليت جامعه باشند، ولی نسل جديد به دليل ارتباط با جهان و حضور در فرايند جهانی شدن با اين مشکل مواجه است که حضور خود را چگونه به نحو خلاقانه ای اثبات کند؟ و چون امکانی از سوی نسل گذشته برای اين کار احساس نمی کند با پدر و مادر خودش دچار تعارض می شود
امروز با توجه به تحولات ونيازهايی که فرايند جهانی شدن دارد و ارتباط فرهنگ ها، جوانان توانسته اند با فرهنگی که از آنها تشخص طلب می کند و به فرديت و خلاقيت فردی اهميت می دهند ارتباط برقرار کنند، ولی نسل گذشته اين موضوع را بر نمی تابد و همچنان سعی می کند اين فرديت و خلاقيت را سرکوب کند و از طرفی نسل جوان می خواهد اين فرديت را تقويت کند، پس به لحاظ تاريخی و ساختار فعلی جامعه، ما به کليت هايی نياز داريم که اجزاء در آن معنی نداشته باشند بنا بر اين ما افرادی نمی خواهيم صاحب خلاقيت و فکر بلکه اجزايی می خواهيم درخدمت کليت... که اين کليت به لحاظ مذهبی، فرهنگی و سياسی هدايت می شود.
 
 
نظر شما در اين باره چيست؟ اگر جوان هستيد. از والدين خود چه توقعاتی داريد؟ توقع مالی، حمايت معنوی يا گذراندن ساعاتی بيشتر از وقتشان با شما؟ آيا زبان يکديگر را می فهميد يا آنکه در ارتباط برقرار کردن با نسل قبلی دچار مشکل هستيد؟ اگر پدر و مادر هستيد و فکر می کنيد فرزند جوانتان آنطور که می خواهيد حرف گوش کن نيست، دنبال خوشگذرانی با دوستان است تا درس و مشق يا ملاحظه موقعيت خانوادگی را نمی کند، ولخرج است يا اينکه فرزند جوانی داريد که از هر نظر آرزوی شما را برای داشتن يک جوان شايسته برآورده کرده است.
××××××××××××××××××××××××××××××××××××
 
به دوست گلم که گزارش های جديد ی در باره بيماری اِم اِس نوشته سری بزنيد
 
و يک دوست گل ديگرهم برای من فال حافظ باز کرده و از ايشون پرسيده (نيت کرده)برای
 
 تندرستی من و ببينيد چه جوابی گرفته؛
 
عشـق بازی و جوانی و شــراب لعل فـــام           مجلس انس و حريف همدم وشرب مدام
ساقــی شکر دهـان ومطرب شـيرين سخن              همنشينی نيک کـردار و نديمی نيــکنــام
شاهدی ازلـطف وپــاکی رشک آب زندگی            دلبری در حسن و خوبی غيرت ماه تمام
بزمگاهی دلنشان چون قصرفردوس برين            گلشنی پيراهنــش چون روضه دارالسلام
صف نشينان نيکخواه وپيشکاران  باادب            دوستداران صاحب اسراو حريفان دوستکام
بادهء گلرنگ تلخ و تيز خوشخوار سبک            نقلش از لعل نگارونَـــقلش از ياقوت خام
غمزهء ساقی به يغمــای خردآهيخته  تيغ            زلف جانان از برای سيد دل گسترده دام
نکته دانی بذله گوچون حافظ شيرين سخن           بخش آموزی جهان افروز چون حاجی قوام
                    هر که اين عشرت نخواهدخوشدلی بروی تباه
                    وآنکه اين مجلس نجويد زندگی بر وی حرام
 
به نظر من جالب ميگه اين حافظ شيرين بيان ولی منظورش از چند بيت آخر چيه نميدونم؟
 
بيائيد تا فردايی روشن بسازيم و از جهل و نادانی به هر شکلی دوری کنيم
                                 تا درودی دگر بدرود.
 
 
 
  
نویسنده : شهلا ; ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸۳