ای فرياد رس به درد دل ما نيز گوش ميدهي؟

درود ؛

خيلی دور بودن ازتون سخته ها در اين ۱ هفتهء گذشته که الکی الکی از دوستان خوبم دور بودم و برام مثل يک سال گذشت ولی با کمک دوست خوبم که مثل برادرم دوستش دارم و براش احترام زيادی دارم، اومد اينجا و برام تمام برنامه هام رو درست کرد و با فورمات و ....  تونستم باز هم بيام در نت و ببينم شما چی نوشتيد و از تازه های ميهنم با خبر بشم.

ميدونی همين که آدم دور از ميهن باشه براش کلی زجر آور است تازه وقتی که دوستان خوبی مثل تو گلم رو در ايران داشته باشم اميد بيشتری به ادامه راه دارم.

اين عکسها پيش از فاجعه زلزله است

از کارهای آرتميس؛    دخترکان زيبای شهر غم

ای که دل پر صفا تر از هر چشمه ی بکر کوهسار داريد، چند آسمان پر ستاره ی کوير از ديده فرو ريختيد ؟  و پيمان عزيز

 هم کم و بيش با خبر هستی که چی نوشته بود و با ديدن اين نوشتار درد غربت فراموشم شد

عاشقی يعنی مناجات با خدا     عاشقی يعنی که ناله بی صدا

از ميان جمع ياران من چه تک افتاده ام 

  قطره ای اشکم که از چشم فلک افتاده ام

 هر جا باشم مهر وطن باهامه

 عشق وطن هميشه تو صدامه

وطن وطن زمزمهء هر روز و هر شب من    

نام وطن قشنگترين حرف روی لب من  

برای من مئنی زندگانی تو خاک اجدادی خود بودنه   

 وگرنه مثل تک درخت صحرا فنا شدن به جای آسودنه         

اينو ميدونم هر جای دنيا باشم هنوز يک ايرانی عاشقم من

اصليتم فراموشم نميشه به راه دل دادگی صادقم من

قاليچهء حضرت سليمان منو ببر به آسمون ايـــــران

از اون بالا نگاش کنم محبوبم وصداش کنم

طفلی دل رو شادش کنم از قفس آزادش کنم

ایــــــران     ایــــــران      ایــــــران          ایــــــران

                

ميدونی بار اول که اين آهنگ رو از پويا شنيدم فقط گريه نه،  زجه زدم  که چه جوری ازوطن دور شدم حالا اينجا برای توهم ميهنم که از همه بيشتر بهت وابسته شدم مينويسم که خدا نکنه که ازهمون ميهن که از همه چيزش گله مندی دور بشی چون دوری از ريشه ات خيلی سخته نازنين خيلي،  ميدونی وقتی در ايران بودم اگر شعر يا ترانه ای برای دوری از ميهن ميشنيدم متوجه اين درد نبودم نميفهميدم که شبهای تهران که ويگن ميخوند چيه مئنيش....

شمس العماره رو که خوب ميشناسی

باغ ملی رو هم که حتمن بارها ازش گذشتي، حالا ببين حق دلتنگ شدن دارم يا نه؟

چو ايران نباشد تن من مباد     بدين بوم و بر زنده يک تن مباد

*************************

دريغ است ايران که ويران شود       کنام پلنگان و شيران شود

 

پس بيا عشق خالص خود را بگذاريم وسط و به مام ميهن مان افتخار کنيم به دور از هر ظلمی بايد عشق به آباد بودنش را در دل بپرورونيم تا برای نجاتش کاری انجام شود

در پناه يزدان يکتا تندرست،  پيروز و شاد زيوی    تا درودی دگر بدرود

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۳