ای جـــــــــــوانــــــــــــــان ميــــــهن

جوانان امروز

 

جوانان ايران ميان يأس و اميد
 
هشتم ارديبهشت روز جوان شناخته شده است.

ايران کشوری است با جمعيت جوان، بيش از شصت درصد از جمعيت کشور را جوانان زير ۲۹ سال تشکيل می دهند. اين امر هم از ظرفيت بالای سازندگی و هم از آينده ای پرتنش خبر می دهد، بسته به آنکه سياست های کلان و درازمدت کشور چگونه برنامه ريزی شده باشد.

گزارش ها و آماری که درباره کمبودهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی يا نابسامانی های فردی و خصوصی ارائه می شود، نگرانی مسئولان، کارشناسان و خود جوانان را برانگيخته است.

امسال به مناسبت روز جوان نشست ها و گردهمايی های گوناگونی در ايران برگزار شد. در اين برنامه ها بار ديگر از مشکلات جوانان, به ويژه از فشار سنگينی که بر آنها وارد می آيد, سخن گفته شد. آقای خاتمی، رئيس جمهور، که می توان گفت با پشتيبانی مؤثر جوانان به قدرت رسيد، در جمع نمايندگان قشرهای مختلف جوانان حضور يافت و با آنها به گفتگو نشست. آقای خاتمی اذعان نمود که در اين سالها نسبت به امور و نيازهای جوانان کم کاری شده است.

بسياری عقيده دارند که ميان جوانان کنونی ايران با جوانان نسل های پيشين تفاوت های چشمگيری وجود دارد. اين تفاوت را می توان در چند محور مورد توجه قرار داد:

 جوانان گذشته آرمان گرا بودند، به ايدآل های دور و گاه پندارآميز باور داشتند و در راه آنها آماده فداکاری و جانبازی بودند. به نظر می رسد که جوان امروز ديگر به چنان دورنماهای فريبنده ای دل نمی سپارد. او بر زمين سفت حرکت می کند و در مجموع می توان گفت واقع بين تر است.

جوانان نسل پيش به حرکت و جنبش جمعی می انديشيدند. پيشرفت و ترقی را اغلب نه برای شخص خود، بلکه برای ميهن، خانواده، قوم يا تبار خود می خواستند. جوان امروز بيشتر به سعادت فردی می انديشد و کمتر غم ديگران را دارد.

 نکته سوم به دو نکته قبلی وابسته است و می توان آن را کمبود حس مشارکت يا دوری از فعاليت جمعی ناميد. جوانان نسل پيشين، به ويژه دانشجويان و جوانان تحصيلکرده به فعاليت سياسی و اجتماعی گروهی، گرايش داشتند. هر جوانی آشکار يا پنهان از يک نيرو يا جريان سياسی هواداری می کرد. امروز چنين وضعی ديده نمی شود و اين دلايلی دارد از قبيل:
نااستواری ساختارهای مدنی و ضعف تفکر مدنی؛
بی اعتمادی جوانان به نيروهای سياسی؛
مخاطرات احتمالی فعاليت جمعی سياسی؛
نوميدی از ثمربخشی فعاليت سياسی...

هر يک از اين مسائل زمينه ای است برای بحث و گفتگوی گسترده. اما شايد بتوان درباره آنها نظری کوتاه و فشرده نيز ارائه داد.

اين گزارشی بود از شبکه خبری ‌‌BBC ....ما کجائيم؟

من از اين گزارش به قدری دلم گرفت و کمی در افکار خود قوطه ور شدم

 فکر که بهتره شما نيز بدانيد که:

                 ۸ ارديبهشت روز جوانان نام گزاری شده است    

    وقتی من با يک جوان ايرانی يک هم ميهنم  سخن ميگم و او از

نا مرادی زمان ميگه ومن به هيچ زبونی حريفش نميشم که از ايده خودش

 برگرده خوب برايم درد باره وقتی به من ميگه :

                دور خواهم شد از اين خاک غريب 

برای چه؟چرا ميخواهی توی اين دنيای غريب نباشي؟تا بوده همين بوده.......

با شعر يا گفتهء بزرگی هم نتونم حال و هواش رو عوض کنم درد بار است برای من ٬

ما بايد دست به دست هم بدهيم تا بتوانيم کاری نيک انجام دهيم و به اهداف

عالی خودمون برسيم.

       با هم پشت ما کوهه

نمی ترسيم نمی افتيم نمی بازيم

شما را به خدا اينقدر دشمن شاد کن نباشيد و اين روحيه های دلمرده را ازخود برانيد

هر چه شما بی حال تر نا اميد تر .......باشيد برای بعضيها که مايل به ديدن

 اين نامرادی ها برای شما هستند دلگرمی پديدار ميشود. 

آرزوی ديدن شما در کمال تندرستی و شادی و پيروزی را دارم.

من تک تک شما جوانان ميهنم را دوست دارم از هر گوشهء ايران که هستيد

به خود آئيم در حال حاضر زندگی کنيم و از شايد ها و بايد ها دست برداریم

يکديگر را دوست بداريم ٬ دروغ نگوئيم ٬ با ياد خدا در کار هايمان پيش برويم ٬بدانيم که

او هميشه و در همه جا شاهد ما و کارهايمان است ٬ از گفتار نيک خسته نشويم٬

از هر گونه اعتياد صرفه نظر کنيم و در آخر به خود آئيم که خود شناسی خدا شناسيت.

با آرزوی تندرستی و پيروزی و شاديِ شما گلهای نو شکفته ميهنم

                                                                      تا درودی ديگر بدرود

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸۳