عاشق دريای شمــــــالم ......

درود :

 اگه يه چيزی بگم شايد باورتون نشه

که من ۱۸ساله دريای خودمون رو نديدم

آره ......

گزشته از اينکه تو خيال خودم و با مديتيشن اونجا بودم ولی در واقعيت نبودم

ولی دوستان شمالی خوب که در ميون شماهاست  پيدا کردم.

در نسيم بندگي  معناي هجرت ديده ام

همت روياي  شيرين  تا ابد با من بمان

چون در اين پيمانه من درياي  رحمت ديده ام

  **********************************

با شما ولی دور از شما؛ روزهای تنهائيم را در غربت سپری ميکنم

نه تنهای تنها ولی ......چرا تنهام خيلی تنهام

 

فاصله ها

جلوه مهر زمين

 گشته وطن

 همچو درياي خزر

آبي مهر عميق

 سفر سبز مراد

 با  غم فاصله ها

 مي كند با دل من

 صحبت  از اين بي خبري

نفس باور عشق

 همدم اين دل شيداي اميد

 با غم فاصله ها

 كم كم از عمق دلم

زمزمه اي مي آيد

 نغمه خوان خبر

مستي فرداي دگر

مژده ي دور شدن

 از تب اين بي رنگي

 با غم فاصله ها

 ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

دلم از يه چيزی ؛ يه کسی ؛ يه بی مهری ؛ خيلی گرفته....... خوب چه کنم

شايد بهش و کارهاش عادت ميکردم بهتر بود.

آخ ......موضوع داره عوض ميشه

بهتره باهاش کنار بيام  مثل هميشه . شايد در آپديت های بهش اشاره کنم

شما که هنوز جون هستيد بايد خيلی موارد رو هنوز ياد بگيريد

سپاس که به درد دل من گوش کرديد؛ تندرست شاد و پيروز باشيد

                                                                               تا درودی ديگر بدرود

 

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸۳