با درود و بدرود.....

 درود بر شما؛

به اينجا يه سری بزنيد آيات شيطانی اگر باز نشد به من بگيد.

اينجا هم برای يکی ديگر از دوستانم است که فکر ميکنه خيلی تنهاست ولی چامه های زيبايی می سرايد ....از من خواسته اينجا نامش را ببرم و شما به او سری بزنيد 

Friday, July 02, 2004
       رژيم ايران به سوي جنگ و برخورد نظامي

گزارشهاي متعددي از ايران حاكيست شرايط شهرهاي بزرگ به حكومت نظامي بدل شده است. در خيابانها گشت ها و بازرسي هاي فراواني مستقر گرديده و نيروهاي امنيت رژيم به كار دستگيري و اقدامات سركوبگرانه ي ديگر مشغول هستند. اين اقدامات در آستانه ي تظاهرات جوانان و دانشجويان در روز ۱۸ تير و به مناسبت بزرگداشت قيام دانشجويي ۱۸ تير۱۳۷۸ مي باشد. پيش بيني مي شود به دليل وضعيت اقتصادي و اجتماعي وخيم داخل كشور تظاهرات امسال گسترده تر از سالهاي قبل برگزار شود.

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<ـ>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

يادتونه چند وقت پيش گفتم يکی از دوستانم رفته و نامش خاچيک است فکر کنم ديگه اينبار رفته باشد به سوی خدای يکتا ... بريد و برايش تسليت بنويسيد آخه جريان را خودش خوب نوشته ولی در يک مبارزه قرار بود يا بميره يا بکشه حالا ۲ روزه  ما هيچ خبری ازش نداریم و ما فکر ميکنيم که ...ولی نه خدا نکنه آرزو دارم که نمرده باشهچون من ناراحت نيستم و ميدونم که مياد دوباره ...

ولی بريد بلاگش رابخونيد  و ببينيد من با چه اشخاصی آشنا شدم در اين دنيای مجازی ونديده و نشناخته از همه به نيکی ياد می کنم .....

يکی از دوستانم<س.م> به من ميگويد که تو نبايد همه را باور کنی ولی تا حدی جالبه برام اين کارها البته يه جورايی به قول آقای مهندس <س.ح>از وابسته گی شديد به اين کاريا گپ زدن زياد از حد خود داری بايد بکنم چون سالم نيست اون بيچاره ميخاست که من از تنهايی در بيام نه اينکه خودم را درش خفه کنم ولی صدای همه در اومده ازاين کارمن؟ برای من که از محيط خونه خيلی کم بيرون ميرم.... بَدِه؟ ؟  شايد خيلی کم بيام و کم بنويسم ولی نميخام از شماها دور بشم چون با شما خودم را در ايرن احساس ميکنم و بسيارازحشل و هوای اونجا با خبر ميشم و از اوضاع و احوال تون خبر دار ميشم آخه تک تک تون را دوست دارم ميدونی من اينجا مام؛ مامانی؛ مامي؛ مامان يا شهلا جون يا آبجی يا جيگر يا يک دوست خوب يا مهربان مادر يا زن مبارزايرانی يا ميهن پرست يا فميتيست يا سلطنت خواه يا زرتشتی ياآزاديخواه نام برده و شناخته شدم خوب حقيقت وجود من اين است من يک زن سر بلند و آزاده ايرانی هستم و از اين هم بسيار خوشحالم ولی نه ميتونم کامل رسمی سخن بگم نه خيلی خودمونی ...

 

                           ولی خيلی جای جای ايران و هم ميهنانم را دوستدارم

تندرست شاد وپيروز در پناه يزدان زيويد........تا درودی ديگر بدرود

  
نویسنده : شهلا ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ تیر ،۱۳۸۳