بکارت؟برای چه؟به چه دليل؟با چه قيمتي؟

درود بر شما بانوان و سروران ايران زمين .

                           ؛؛؛؛؛؛ بدون مقدمه شروع ميکنم ؛؛؛؛؛؛

من کاملا بر اين ايده ام که تلاش برای حفظ کردن<پرده بکارت>از روز ازل <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

برای مرد سالاری مردان بوده است.مردان خود خواه و کوته بين(( البته که بجز

 کيف خود چيز ديگری برايشان مهم نيست)) وخواست و مطلوب  طرف مقابل(زن) را در

نظر نميگيرند و وجود اورا به عنوان يک وسيله وسيله ای  که برای رسيدن به مرحلهء

آخر کيف جسمی ایشان است میشمارند .حالا صحبتی با تو دارم خود تو

ای آقايای ايرانی؛ چند درصد از شما به وقت ازدواج  بکر بودید؟

چرا مراقب خواهرانتان بو ديد که پسری به او نگاه چپ نکند!در حالی که به نواميس مردم بسيار

راحت دست درازی کردي!

********************  با وجدان بيدارخود تنها باشيد و فکرکنيد********************

دراين باب به مطلب جالبی در سايت زنان ايران بر خوردم که اگر شما هم بخوانيدش خوب

است.

باكرگي يا داشتن حق تجربه!

 

 

ليلا خانعلی

دكتر علي جاويد مهر در مقاله اي كه براي سايت زنان ايران فرستاده اند سخناني رابيان كرده اند كه دختران جوان هر روزه آن را هزاران بار از پدران و مادرانشان ميشنوند.سخناني كه از همه آنها بوي حفظ نجابت و متانت _ كه همه جامعه از زنان انتظاردارند _استشمام ميشود و يكي دو جمله در مساوي بودن زن و مرد كه براي قابل قبول ترشدن حرفهايشان به آن اضافه شده است.ولي مسئله از انجا آغاز مي شود كه اين دوست عزيزهمانند ديگران اين مسئله را از ديد كاملا اخلاقي مد نظر قرار داده اند و در مياننوشته هايشان هيچ نوع نگاه روانشناختي و يا جامعه شناختي ديده نمي شود.
ايشانمسئله بكارت را با روابط بي حدو اندازه جنسي اشتباه گرفتند و از دست دادن باكرگي راخارج از چارچوب ازدواج را عملي مساوي با فحشا و فساد اخلاق در نظر گرفته اند. درحاليكه به نظر من باكرگي و حفظ و يا از دست دادن آن خارج از اين چارچوب بايد موردمطالعه كاملا علمي قرار گيرد.از دير باز تا كنون باكره بودن يك زن عاملي براي ايجادمحدوديت روابط جنسي براي زنان در نظر گرفته شده و زناني كه قبل از ازدواج آن را ازدست داده باشند هميشه مورد لعن و نفرين آشنايان و در نهايت طرد از جامعه قرار ميگرفته اند.وجود پرده بكارت هميشه عاملي بوده تا از طريق آن شوهران بتوانند از دستاول بودن جنسشان_بخوانيد همسرشان_ اطمينان حاصل كنند و مطمئن باشند كه اولين كسيهستند كه به آن كالا دست پيدا كرده اند.در اصل بكارت وسيله اي بوده تا مردان ازطريق آن حس مالكيت خود را ارضا كنند.
البته به نظر من سوال اساسي آن است كه آيامردان مي توانند اين حق را براي زنانشان قائل باشند كه چيزي را كه از آن هيچ تجربهاي ندارند امتحان كنند.آنهم مسئله اي كه هميشه تابو خانواده ها بوده است.چيزي كههميشه همانند آتش سوزنده تصور مي شده و ما هميشه از دور درباره آن مي شنيديم ، ميديديم ولي هيچگاه حق نزديك شدن به آن را نداشتيم.مي دانستيم روزي بايد به آن نزديكشد ولي هيچ كس به ما نگفته بود كه چگونه؟ مي دانستيم برادرانمان اجازه دارند آنراامتحان كنند ولي ما هيچگاه نمي توانستيم. منتظر بمانيد نا ازدواج كنيدرا هر روزه درگوشمان زمزمه مي كردند. و بسياري از مادرانمان به دليلي كه نمي دانستند زجرهاكشيدند، افسرده شدند و كساني شدند كه هميشه از داشتن رابطه با شوهرانشان واهمهداشتند.شايد ديگر وقت آن گذشته باشد كه ما از دخترانمان بخواهيم چشمانشان را ببندندو حق تجربه كردن را از خود بگيرند تا به ناگاه در خانه همسرانشان با وحشت با آنمواجه شوند. داشتن رابطه جنسي يا نداشتن و از دست دادن پرده بكارت به وا سطه آن حقياست كه هر انساني ميتواند براي خود قائل باشد.همانطور كه براي رفع گرسنگي ياتشنگيمان احتياج به گرفتن اجازه يا بستن قراردادي نداريم. اين روزها ديگر هيچكس نميتواند نگران زادو ولدهاي خارج از قانون عرف يا شرع باشد.آن دوران ديگر گذشتهاست.

داشتن باكرگي يا نداشتن آن مسئله اي است كه هر زن بايد شخصا در مورد آن تصميمبگيرد. ما زنان بايد اين حق را داشته باشيم كه بر بدن خويش مالك باشيم و خود برايآن تصميم بگيريم.

/ 0 نظر / 8 بازدید